|
نقاشی و طراحی
|
باران را ..اگر بر چتر آبی تو می بارد
و چون تو نماز خوانده ای..خدا پرست شده ام.
چند وقته نشده تابلوی جدیدی بکشم..این کارایی که گذاشتم جز تابلوهای اولم بوده..دوم و سوم..
خودم میدونم ایراداتی داره شما هم فکر کنید که نفهمیدید.. :)

برای دیدن بقیه آثارم به ادامه مطلب مراجعه کنید..

فکر کردم چه طور از بار تلخ این خبر بکاهم..چه طور آب و رنگ بهتری به آن بدهم..وعده بهشت و وعده دیدار با حق را به آن بیافزایم..توضیح رازآمیز برایش بیابم..اما حاصلی نداشت.
نفس عمیقی بکش و خودت را آماده کن. باید بی پرده صحبت کنم و به تو اطمینان میدهم به انچه میگویم کاملا مطمئنم. این یک پیشگویی خطاناپذیر است..هیچ تردیدی در مورد آن وجود ندارد.
پیشگویی چنین است: تو خواهی مرد.
شاید فردا..یا شاید پنجاه سال دیگر..اما دیر یا زود خواهی مرد حتی اگر دلت نخواهد. حتی اگر برنامه دیگری داشته باشی.
پس به آنچه امروز میخواهی انجام بدهی..بیاندیش. و به آنچه در ادامه زندگیت میخواهی بکنی..
برگرفته ار کتاب مکتوب

همه میپرسند:
چیست در زمزمه مبهم آب؟
چیست در همهمه دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که تورا میبرد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها؟
چیست در کوشش بی حاصل موج؟
چیست در خنده جام؟
که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن مینگری؟!
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم.
من به این جمله نمی اندیشم!
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی تک وتنها به تو می اندیشم.
همه جا
همه وقت
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان!
تو بیا
تو بمان با تنها تو بمان..
فریدون مشیری

برای مشاهده بقیه آثارم به ادامه مطلب رجوع کنید...
قلب من هرگز تو را محکوم و نقد نمی کنم. و نیز هرگز از آنچه می گویی شرمنده نمی شوم. می دانم تو کودک محبوب خداوندی و او در تابشی شکوهمند و عاشقانه از تو حفاظت می کند.
قلب من به تو ایمان دارم. طرفدارت هستم و در نیایش هایم همواره برایت درخواست برکت می کنم. همواره دعا می کنم یاری و پشتیبانی مورد نیازت را دریافت کنی.
قلب من به تو ایمان دارم. ایمان دارم که تو عشقت را با هر آنکس که نیازمند یا سزاوارش باشد سهیم می شوی که راه من راه توست و همواره با هم به سوی خالقمان می رویم.
از تو می خواهمبه من اعتماد کنی. بدان که دوستت دارم و می کوشم تمام آزادی مورد نیازت را برای تپش شادمانه ات در سینه ام در اختیارت بگذارم. برای آنکه هرگز از حضور من در گرداگردت احساس ناآسودگی نکنی هر کاری می کنم.
برگرفته از کتاب مکتوب
دو خدا وجود دارد. خدایی که در بلنداست و خدایی که در زندگی روزمره ما حضور دارد. خدایی که از ما می طلبد و خدایی که قرض های ما را می بخشد. خدایی که ما را با آتش دوزخ تهدید می کند و خدایی که بهترین راه را به ما نشان می دهد.
دو خدا وجود دارد. خدایی که ما زیر بار گناهانمان خرد می کند و خدایی که با عشق خویش ما را آزاد می سازد.
بر گرفته از کتاب مکتوب


دور باش..اما نزدیک من
پروردگارا
من در کلبه محقر خود
چیزی دارم که تو در عرش کبریاییت نداری
من چون تویی را دارم
و تو چون خودت را نداری . . .
برای شروع چندتا از اثارمو گذاشتم دوست دارم نظرتون رو در موردشون بدونم.


برای مشاهده بقیه آثارم روی ادامه مطلب کلیک کنید..