تبليغاتX
تماشا
نقاشی و طراحی
آفتاب را دوست دارم بخاطر پیراهنت روی طناب رخت

باران را ..اگر بر چتر آبی تو می بارد

و چون تو نماز خوانده ای..خدا پرست شده ام.


چند وقته نشده تابلوی جدیدی بکشم..این کارایی که گذاشتم جز تابلوهای اولم بوده..دوم و سوم..

خودم میدونم ایراداتی داره شما هم فکر کنید که نفهمیدید.. :)



برای دیدن بقیه آثارم به ادامه مطلب مراجعه کنید..




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/08/30ساعت 20:54  توسط نفیسه خانه زر  | 

*عید غدیر مبارک*

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/08/23ساعت 10:17  توسط نفیسه خانه زر 

دوست عزیز باید چیزی را برایت بگویم..شاید ندانی..

فکر کردم چه طور از بار تلخ این خبر بکاهم..چه طور آب و رنگ بهتری به آن بدهم..وعده بهشت و وعده دیدار با حق را به آن بیافزایم..توضیح رازآمیز برایش بیابم..اما حاصلی نداشت.

نفس عمیقی بکش و خودت را آماده کن. باید بی پرده صحبت کنم و به تو اطمینان میدهم به انچه میگویم کاملا مطمئنم. این یک پیشگویی خطاناپذیر است..هیچ تردیدی در مورد آن وجود ندارد.

پیشگویی چنین است: تو خواهی مرد.

شاید فردا..یا شاید پنجاه سال دیگر..اما دیر یا زود خواهی مرد حتی اگر دلت نخواهد. حتی اگر برنامه دیگری داشته باشی.

پس به آنچه امروز میخواهی انجام بدهی..بیاندیش. و به آنچه در ادامه زندگیت میخواهی بکنی..

برگرفته ار کتاب مکتوب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/08/18ساعت 21:21  توسط نفیسه خانه زر 


همه میپرسند:

چیست در زمزمه مبهم آب؟

چیست در همهمه دلکش برگ؟

چیست در بازی آن ابر سپید

روی این آبی آرام بلند

که تورا میبرد اینگونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوترها؟

چیست در کوشش بی حاصل موج؟

چیست در خنده جام؟

که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن مینگری؟!

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاینده هستی را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را میشنوم

   می بینم.

من به این جمله نمی اندیشم!

به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی تک وتنها به تو می اندیشم.

همه جا

همه وقت

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را تنها تو بدان!

تو بیا

تو بمان با تنها تو بمان..

فریدون مشیری


برای مشاهده بقیه آثارم به ادامه مطلب رجوع کنید...





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/07/20ساعت 21:1  توسط نفیسه خانه زر  | 

نامه ای به قلبم:

قلب من هرگز تو را محکوم و نقد نمی کنم. و نیز هرگز از آنچه می گویی شرمنده نمی شوم. می دانم تو کودک محبوب خداوندی  و او در تابشی شکوهمند و عاشقانه از تو حفاظت می کند.

قلب من به تو ایمان دارم. طرفدارت هستم و در نیایش هایم همواره برایت درخواست برکت می کنم. همواره دعا می کنم یاری و پشتیبانی مورد نیازت را دریافت کنی.

قلب من به تو ایمان دارم. ایمان دارم که تو عشقت را با هر آنکس که نیازمند یا سزاوارش باشد سهیم می شوی که راه من راه توست و همواره با هم به سوی خالقمان می رویم.

از تو می خواهمبه من اعتماد کنی. بدان که دوستت دارم و می کوشم تمام آزادی مورد نیازت را برای تپش شادمانه ات در سینه ام در اختیارت بگذارم. برای آنکه هرگز از حضور من در گرداگردت احساس ناآسودگی نکنی هر کاری می کنم. 

برگرفته از کتاب مکتوب

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/07/03ساعت 21:12  توسط نفیسه خانه زر  | 

دو خدا وجود دارد. خدایی که استادان دانشگاه درباره آن به ما می آموزند و خدایی که خود به ما می آموزد. خدایی که مردم همیشه درباره اش صحبت می کنند و خدایی که خود با ما سخن می گوید. خدایی که هراسیدن از او را آموخته ایم و خدایی که از عطوفت با ما سخن می گوید.

دو خدا وجود دارد. خدایی که در بلنداست و خدایی که در زندگی روزمره ما حضور دارد. خدایی که از ما می طلبد و خدایی که قرض های ما را می بخشد. خدایی که ما را با آتش دوزخ تهدید می کند و خدایی که بهترین راه را به ما نشان می دهد.

دو خدا وجود دارد. خدایی که ما زیر بار گناهانمان خرد می کند و خدایی که با عشق خویش ما را آزاد می سازد.

بر گرفته از کتاب مکتوب

+ نوشته شده در  شنبه 1390/06/26ساعت 20:46  توسط نفیسه خانه زر 

ما پیغام دوست داشتنمان را با دود آتش بهم می رسانیم
نمی دانم آن سو برای تو تکه چوبی هست؟
من اینجا جنگلی را به آتش کشیده ام..!



برای دیدن جدید ترین آثارم ادامه مطلب رو ببینید..



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/16ساعت 19:43  توسط نفیسه خانه زر  | 

دور باش..اما نزدیک من
                                                                 از نزدیک بودن های دور می ترسم...

نقاشی زیر اولین تابلوی رنگ و روغنم بوده...در ابعاد 60*40



+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/25ساعت 23:36  توسط نفیسه خانه زر 




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/18ساعت 22:56  توسط نفیسه خانه زر  | 

پروردگارا

من در کلبه محقر خود

چیزی دارم که تو در عرش کبریاییت نداری

من چون تویی را دارم

و تو چون خودت را نداری . . .


برای شروع چندتا از اثارمو گذاشتم دوست دارم نظرتون رو در موردشون بدونم.

برای مشاهده بقیه آثارم روی ادامه مطلب کلیک کنید..





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/15ساعت 23:27  توسط نفیسه خانه زر  |